السيد الخميني

12

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

يا يك شترى . وضع اين طورى بود ، عدد هم بسيار كم ؛ تمام لشكر اسلام سى هزار بود . و رومىها كه آمدند با اسلام مواجه شدند ، پيشقراول آنها شصت هزار بود ! همهء لشكر اسلام سى هزار . به حسب تاريخ ، پيشقراول آنها شصت هزار بود . دنبالش هشتصد هزار ، يا هفتصد هزار ! يكى از سردارهاى اسلام گفت كه ما اگر بخواهيم به طور عادى با اينها مقابله كنيم ، اينها هم طليعه‌شان ، كه همان پيشقراولشان باشد ، دو مقابل ما هستند ، ما بايد يك كارى بكنيم كه اينها را بترسانيم . سى نفر همراه من بيايد ما مىرويم با آنها جنگ مىكنيم . با اين شصت هزار تا جنگ مىكنيم ! به او گفتند آخر نمىشود . بالاخره ، چَك و چَك كردند تا قبول كرد كه شصت نفر باشند . شصت تا يك نفرى شبيخون زدند به آنها شكستشان دادند ! شصت هزار جمعيت را شصت نفر مؤمن ، شصت نفر كه براى خدا داشت كار مىكرد ، اين طليعه را شكست دادند . اسباب اين شد كه اين سى هزار جمعيت بر روم غلبه كرد ؛ بر ايران هم كه غلبه كرد . در صورتى كه آنها همه چيز داشتند . آنها يراقهاى اسبهايشان هم ، از قرارى كه گفتند ، طلا بوده است ! لكن ايمان نداشتند ؛ ميانشان تهى بود ؛ هر چه بود يك صورت بود ؛ هر چه بود يك سازوبرگ بود ؛ اما ميان تهى بود . اين روحيه در آنها نبود كه ما اگر بكُشيم هم بهشت مىرويم ؛ اگر كشته بشويم هم بهشت مىرويم ، اين روحيه در آنها نبود ، در اينها بود . و اين روحيه غلبه كرد . روحيهء شهادت طلبى ملت ؛ منشأ پيروزى و من مطمئنم به اينكه شما پيروز مىشويد ان شاء اللَّه ؛ براى اينكه يك همچو روحيه‌اى امروز من در بين ملتمان مىبينم . يك دفعه و دو دفعه نبوده است ، از نجف تا اينجا ، مواجه شدم من با جوانهاى زيبا ، جوانهايى كه اول جوانىشان است ، و اينها يكىشان آمد در نجف آمد جلو من نشست بنا كرد قَسَم دادن من را ، كه شما [ را ] قَسَم [ مىدهم ] ، قَسَم داد كه من شهيد بشوم . بعد هم كه ما در اينجا آمديم ، زن اين تقاضا را كرده ؛ جوانها اين تقاضا را كرده‌اند . زنى كه بچه‌هايش را از دست داده است باز مىگويد كه من يكى - دو تا دارم اين را هم مىدهم . اين روحيه ، روحيه‌اى است كه